نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد نام دیوانگان
هنر خار گشت،جادو ارجمند
نهان راستی،آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن،جز به راز
بزرگ شاعر و روشنفکر ایرانی(فردوسی)
نهان گشت آیین فرزانگان
پراکنده شد نام دیوانگان
هنر خار گشت،جادو ارجمند
نهان راستی،آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
ز نیکی نبودی سخن،جز به راز
بزرگ شاعر و روشنفکر ایرانی(فردوسی)
انسان نرمال و عادی انسانیست که خصوصیاتش در سطحی از
تعادل باشه و به سمت کمال حرکت بکنه.
علم و دانش روانشناسی می گه:منطق مجموعه ای از اصول و قوانین
است،که طریقه ی استفاده ی صحیح رو از فکر فراهم می کنه.
مهم این نیست که تو یک دکتری یا یک مهندس یا شخصی با تحصیلات
عادی.مهم اینه که آدم بدونه و وقتی دونست،کمی بیشتر بدونه و باز هم
بدونه.
هیچ تفاوتی بین آدم متخصص و عادی نیست.
تفاوت در واژه ها،مرتبط کردن روابط عقلانی میان تعریف واژه ها،تجزیه و تحلیل
کردن منطقی و طریقه ی بکار بردن و کنار هم چیدن واژه هاست.
خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو از جانم
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می دانی
که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آنکس
که انسان است و از احساس سرشار است...
دکتر شریعتی
الان ساعت دو نصف شبه و باز افکار مسخره منو نمی وله...
امشب از اون شباس که زیاد ریپ می زنم.
پس بهتره حرف نزنم چون حوصله ی لوس گری های خودمو ندارم.
می خواستم بگم هاااااا...
ولی بهتره نگم و بی خودی مختونو سالاد نکنم.
شب بخیییییییییییر...
نه نه
یه شعر می نویسم بعد شب بخیر می گم.
بابا روزنامه فروش!خبر چیه؟
تیتر روزنامه ی شعله ور چیه؟
مگه هم صدایی آزاد نشده
پس دیگه این گاز اشک آور چیه؟
چرا روزنامه ها لالن دوباره؟
چرا برده گی تمومی نداره!
مگه خورشید نیومد به دنیامومن
پس چرا از آسمون خون می باره؟
نگو انتشار آزاد خبر ممنوعه!
نگو اجتماع بیش از یه نفر ممنوعه!
خبراتو داد بزن!نترس از اینکه بشنوی
داد زدن تو شهر آدمای کر ممنوعه!
بابا روزنامه فروش حرفی بزن!
خبرای داغتو بگو به من!
بگو دیشب توی آتیش جنون
همه پروانه ها خاکستر شدن!
بگو میدون توی خون شناوره!
بگو فرش کوچه از کبوتره!
داد بزن!از خود بیداری بگو!
نذار این محله خوابش ببره!
نگو انتشار آزاد خبر ممنوعه!
نگو اجتماع بیش از یه نفر ممنوعه!
خبراتو داد بزن!نترس از اینکه بشنوی
داد زدن تو شهر آدمای کر ممنوعه!
ولی واقعا جایی که آدما نمی خوان بشنون داد زدن...
بی خیال من بخوام بنویسم دو ساعت می شینم می نویسم.
حالا شب بخیر
هر خانه به سرزمینی می ماند
و هر مرد می تواند به دیکتاتوری بدل شود...
**********
کوچه ها بن بست،سایه ها همدست،
ترانه ها لال،آرزوها پست
شبا شب ترن،آدما کرن،
آدم می فروشن،قلوه می خرن
حقم رو باید خودم بگیرم،
یا رها بشم،یا که بمیرم!
(یغما گلرویی)
خیلی قشنگه و واقعا آرزوها پست...!
*********
یه شعر دیگه
صلح همیشه
با عشق به جنگ،جنگ می رویم...
تانگو با آژیر حمله ی هوایی خوبه!
زیر رگبار گلوله هم صدایی خوبه!
حتی رو میدون مین با تو دویدن خوبه!
تو صدای بمب دوست دارم شنیدن خوبه!
وقتی دنیا پر جنگه،مثل من عاشق شو!
دنیا می تونه پر از ترانه باشه با تو!
کلید نجات دنیا توی دست عشقه
آخرین روز جهان،روز شکست عشقه
زیر آوار دستای همو گرفتن خوبه!
زیر موشک تا لب یه بوسه رفتن خوبه!
قبل سوت خمپاره ترانه خوندن خوبه!
تو حکومت نظامی قرق شکوندن خوبه!
تنها عشقه که می تونه پل آتش بس شه!
می تونه آخر ظلم هر کس و ناکس شه!
می تونه شروع صلحی تا همیشه باشه
می تونه تعبیر نا ممکن ترین رویا شه...