چیزی که برای تو بایده،برای من باید نیست.
با شما هستم آقا برای من هیچی باید نیست.
چیزی که برای تو بایده،برای من باید نیست.
با شما هستم آقا برای من هیچی باید نیست.
دو جمله از گفتگوی چارلی چاپلین با دخترش رو که من هم
باورشون دارم از توی وبلاگ دوستی خوندم براتون می نویسمش.
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی،بدن عریانت را
نشانش نده!
هیچگاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت
را نمی فهمد گریان مکن.
* * * * * *
مبارک باشه شب یلدای همتون * * *
* * ستاره های کوچولو
* * * * * *
شما لایق عشقی واقعی هستید.
به خاطر پر کردن تنهایی و خلاء های عاطفی تون
تصمیمی نگیرید که بعد ها پشیمون بشید.
آنکس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آنکس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که بداند و نداند که بداند بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آن قدر به انسان ایمان دارم
که هیچ امر مقدسی
درآن نمی گنجد
آن قدر به آزادی باور دارم
که هیچ قفسی
حتی خوش آب و رنگ
در باورم نمی گنجد.

وقتی فایده ای نداره
غصه خوردن واسه چی
واسه عشقای تو خالی
ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم
همه حرف خوب می زنن
اما کی خوبه این وسط ؟
نمی خوام دربه در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجود کم و خالیه پر افاده شم
وایسا دنیا،وایسا دنیا،من می خوام پیاده شم.

قربون داداشیم برم با این قدرت کاریکلماتور سازیش.
امروز بهم گفت از وقتی برنج کم شده توی اخبار تلویزیون
میگن:نون خیلی قوت داره.
اول خیال کردم خورشید افتاده رو پشت بوم خونم
رفتم که برش دارم
دیدم انعکاس نوره روی قوطی خالی کمپوت.
دیدم که واقعیت خیال من رو ربود.
بزار آدما بدونن می شه بیهوده نپوسید
می شه خورشید شد و تابید
می شه آسمونو بوسید...
این خطوط برجسته
این مست
ز خون خسته
عمریست در این زندان
فریاد دلش گوید
با خلق درون بسته
(به امید ظهور آزادی و دموکراسی در هر گوشه ای
از جهان که انسانی از این موهبت محروم است)

من
از تصور بیهودگی این همه دست
و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم.
من
مثل دانش آموزی
که درس هندسه اش را دیوانه وار دوست دارد
تنها هستم.

به بغض در نفس پیچیده سوگند
به گل های به خون غلتیده سوگند
به ما در سوگوار جاودانه
که داغ نوجوانان دیده سوگند
خدایا حادثه در انتظار است
به هر سو باد وحشی در گذار است
به فکر قتل عام لاله ها باش
که خواب گل به گل کابوس خار است
الهی کیفرم را می پذیرم
که از تو ذات خود را پس بگیرم
کمک کن تا که با نا حق نسازم
برای عشق و آزادی بمیرم
خدایم ای پناه لحظه هایم
صدایت می زنم با گریه هایم
صدایت می زنم بشنو صدایم.

خواب،بیداری
دانشگاه،دانشگاه،دانشگاه
من،تو،او،ما
دنیا،زندگی،خوشبختی،خوشبختی؟
دوستان،دوستان،دوستان؟
تفریح،گردش،پیشنهاد
عشق،عشق،عشق؟
علی،امین،مانی،پیمان
ساناز،سارا،مینا،گلناز
اهوازی،شیرازی،تهرانی،اصفهانی
پیشنهاد،پیشنهاد،پیشنهاد
هه فرصت؟
هدیه،لبخند،مهربونی،ظاهر سازی
انتظار،انتظار،انتظار
تبلیغات،تبلیغات،تبلیغات
سکس،سکس،سکس؟
من،تو،او،ما،همه
زن،مرد،برادر،خواهر،دوست(هم جنس،غیر هم جنس)
فشار،محدودیت،دروغ
آب دهن،حریص،تخت خواب،بوی بدن
حرارت،لرزش،عرق،بوی خون،اضطراب
سکس،خواب،بیداری،دانشگاه،کوچه،خیابان
من،تو،او،ما،همه...