من او ندارم...
اوی من آن قدر مجهول است که همه می شناسندش
و هیچ کس،
نمی شناسدش...

من او ندارم...
اوی من آن قدر مجهول است که همه می شناسندش
و هیچ کس،
نمی شناسدش...

من منم،من یک زنم،آزادگی پیراهنم
عشوه از پا تا سرم،لیکن ز سنگم،آهنم
من منم،من مادرم،دوستم،رفیقم،همسرم
شیره ی جانت ز من چادر میانداز بر سرم
تاب گیسویم سرابی بیش نیست
نقش بیهوده بر آبی بیش نیست
وین لب لعل و حدیث چشم مست
بر لب مست خرابی بیش نیست
وصف ابروی کمان و تیر مژگان سیاه
حربه و ابزار شعر نابی بیش نیست
من منم،من یک زنم،عطر هوس دارد تنم
نطفه ی هستی درم از جان و از دل می تنم
روبهک من شیرزنم خاموش تو من روشنم
با سلاح دین دگر آتش مزن بر خرمنم
تا بدانی چیست جان و جوهرم
دستی انداز و تو دریاب گوهرم
نیمه ی تنها مرا از خود بدان
من برابر با تو جنس دیگرم
بال و پر بگشا که اندر راه عشق
بال پرواز گر تویی،من شهپرم

اولین سیلی که توی صورت یک کودک
زده می شود،زمینه را برای پذیرفتن اجحاف های
بعدی فراهم می کند.
روز جهانی لغو کار کودک،دوازدهم ژوئن،به تمامی تلاشگران دفاع از
حق کودکی،به تمامی فعالین جنبش لغو کار کودک،مبارک باد!
در دنیای نه چندان شریف،نه چندان پاک و نه چندان مهربان،
دنیایی که تا آنجا که به سودجویی و بهره کشی نظام سرمایه داری
از جان و هستی انسان بر می گردد،بی آزرم و بی رحم است،زندگی
می کنیم.در دنیایی چنین نابسامان،کودکان قربانیان بلامنازع تمامی
زشتی ها و پلیدی های این دنیایند:در عرصه ی استثمار و بهره کشی
از جان های کوچک و جوانشان،در زمینه ی خشونت و تعدی به نهال
ظریف تنشان،در گنداب بهره کشی جنسی از پیکرهای شریف و
معصومشان،در سودای تجارت وجودشان،در دزدیدن و مثله کردن و
فروختن پاره های بدنشان و در بی حقوق کردن آنان،تحقیر روزمره ی
آنان و تحمیل سخت ترین شرایط زندگی بر آنان!کودکان گوشت دم توپ
ماشین های جنگی نظام سرمایه داری،آوارگان و پناه جویان چشم به
راه سرنوشتی نه چندان شایسته ی توانایی هایشان،سربازکان بی جیره
و مواجب جنگ های قومی و قبیله ای،بردگان مزدی در کارخانه ها و
کارگاه ها و معادن،و قربانیان خشونت در خانواده و جامعه،در این گوشه
و آن گوشه ی جهان واژگونه اند.
واژه ی زیبای کودکی در حالی که طبیعتا می باید لبخند بر لب هر انسان
شریف و آزاده و مهربان،که به این گل های طبیعت عشق می ورزد برویاند،
اما سال هاست که دنیایی از دلهره،نگرانی و اندوه از وضعیت اسف بار
میلیون ها میلیون کودک سراسر جهان را در دل و وجود انسان تلنبار می کند.
تلاش گران عرصه ی دفاع از حق کودکی با رنجی جان کاه و در کشورهای
دیکتاتوری بدون امنیت جانی و سیاسی و اجتماعی،بدون برخورداری از
حمایت و همکاری لازم سایر جنبش های اجتماعی،به تلاشی صمیمانه
و بی دریغ در دفاع از حقوق کودک بودن،شاد و محترم زیستن،آزاد بودن،
مسکن و ماوا داشتن،کار نکردن،برده نبودن،به مدرسه رفتن و تحصیل کردن،
پرداخته و می پردازند.

علم روانشناسی بیان می دارد که درون هر کس
از کودک،والد و بالغ تشکیل شده است.
انسانی که سلامت روحی دارد انسانی است که:
کودکی با نشاط،والدی بدون تعصب و بالغی قوی
داشته باشد.